بسم الله الرحمن الرحیم
<تبلیغات بلاگفا برای سود آوری است و لزوما مورد قبول طراحان این وبلاگ نمی باشد>
|
|
خدانگهدار |
|
|
|
ادامه چرت و پرت... |
|
|
ببینم گزارش جلسه بزرگداشت دکتر رو خوندین ؟....
در این بزرگداشت چند تا چیز فقط تو اسمش منو متعجب کرد بماند تا بقیه جلسه.... یادمان ۲۹ هجران معلم عرفان٬ برابری و آزادی نام این بزرگداشت بود. به نظر شما کلمه یادمان چه معنی ای میدهد ؟هجران چطور؟ و همینطور عرفان و برابری و آزادی؟ یادمان باشد که چنین کسی نیز وجود داشته است و اندیشه های او اینگونه بوده و هست و خواهد بود ولی اکنون بنا به مصالحی اینطور نیست... یادمان بماند که دکتر علی شریعتی با رفتن خود آسوده شد و گویی هجرانی داشت به سمت بی نهایت تا از این دنیای فانی و مردمان مردم آزار راحت شود ... اصلا او به همین دلیل به اروپا رفت .(ولی من فکر می کنم که آن نامردمان آنهایی نیستند که گفته می شود شریعتی را تکفیر می کردند بلکه نظامی بود که شریعتی برای سقوط آن می جنگید با تمام وجود برعکس افرادی که اکنون ادعای شاگردی او را دارند و با افکار به مبارزه با نظامی پرداخته اند که شریعتی برای برپایی اش کوشید) یادمان باشد که با هجران دکتر شریعتی اندیشه های او نیز که حاوی برابری و آزادی بود از این مملکت رفت (البته که همینطور است چراکه اگر من هم در ادامه آن جلسه میبودم باورم می شد که آشوب گران دانشگاه تهران که علنا خود را مارکسیست و سکولار و .. می خوانند به ناحق و بر خلاف قسط و نه عدالت در زندان رژیم اسلامی بازداشت هستند) یادمان باشد که دکتر عرفان و آزادی وبرابری را دوست می داشت نه روحانی و آخوند و فقیه را(چه برسد به ولایت فقیه ... نباید فراموش کنیم که بعضی ها می خواهند چند نوشته عرفانی دکتر را علم کنند و بگویند او با فقه مخالف بود خیر بلکه عرفان یعنی گناه نکردن و راه شناخت گناه فقه است.) یکی دوتا مطلب دیگه : ۱) به خاطر نوشتن کلمه هنرپیشه در پست حسینیه ارشاد از خانم شریعتی و ... معذرت می خوام. ۲)می گن دکتر سروش جدیدا کتابی در مورد شریعتی به چاپ رسونده ٬ اگر پیدا کردین بخونید.... |
||
|
لینک
|
|
||
|
|
انصافا از حق که نمی شه گذشت! |
|
||||||
|
بالاخره یکی پیدا شد حرف درست حسابی توی این کامنت های ما بذاره... آقا شمیسا دستت درد نکنه ....یاد بگیرین...
|
||||||||
|
لینک
|
|
||||||||
|
|
چرت و پرت! |
|
|
شاید دلیل اصلی راه اندازی این وبلاگ چیز دیگه ای بوده باشه ولی حالا به مقتضا زمان فکر نمی کنم هرچیزی رو که به ذهنم میاد یا برام جالبه یا به نوعی فکر من رو مشغول کرده بنویسم . شاید شما هم توی رفع این ابهام ها به من کمک کنید. ۱.چند وقت پیش توی یک کتاب که تصمیم داشتم معرفی اش کنم از آقای محمد مهدی جعفریان (دوست صمیمی دکتر) نوشته بود که آقای محمد رضا حکیمی به ایشان گفته است :((من در کتب دکتر هیچ اشکال شخصیت شکن یا اشکالی که عقاید دکتر را زیر سئوال ببرد ندیدم.)) .... اولش فکر کردم که خوب اگر اشکالی توی کتاب ها نبوده چرا دکتر در وصیت نامه اش از آقای حکیمی خواسته که آثارش را اصلاح کند؟ .... ولی وقتی از همون جلسه کذایی پست قبلی برمی گشتم دوستم یک چیز جالب گفت :(( این جمله {جمله محمد رضا حکیمی} خیلی دو پهلویه ٬از یک طرف خب آثار دکتر که به عقایدش خدشه وارد نمی کنه چراکه این عقایدش بوده که آثارش را شکل داده و از طرف دیگر شخصیت دکتر قرار بوده طور دییگه ای معرفی بشه پس نیازی به اصلاح کتابهاش نبوده...))هرچند الأن دارند سعی می کنند اندیشه های دکتر را مطابق آخرین استاندارد های تفکر! نشان بدهند. ولی قبل از اظهار نظر شما بگم که باز هم این دوست ما می گفت برخلاف پدر دکتر که اصرار بر اصلاح آثار شریعتی داشت بعضی ها که نمی خوام بگم خانواده دکتر بودند قصد ایجاد اختلال در این کار را داشتند که متاسفانه موفق هم شدند. حالا خودتون قضاوت کنید حق دارم در مورد اون چیزهایی که در حسینیه ارشاد دیدم آنطور قضاوت کنم یا نه ؟ بقیه شماره ها رو هم در پست های بعدی می نویسم.دوست داشتید سر بزنید و اونها رو بخونید٬ راستی تا یادم نرفته بگم که اگر تا حالا گزارش جلسه ۲۹ خرداد حسینیه ارشاد رو نخوندید از اینجا بخونید ٬چون می خوام در شماره های بعدی راجع به آنها صحبت کنم.البته قبلش بگم فقط همین مطلبش رو بخونید چون من بقیه اش رو قبول ندارم. |
||
|
لینک
|
|
||
|
|
یک روایت تصویری |
|
|
خیلی فکر کردم که چه جوری مطلب به این مهمی رو بنویسم ؛هر چند می دونستم خبرش رو تا الآن خوندین ،بنابر این تصمیم گرفتم به روایت تصویر بنویسم . اینجوری عکس هایی رو هم که گرفته بودم هدر نمی رفت . دیروز با یکی از دوستان وبلاگ نویس رفتم به یک سینمای اسلامی ! (جالب بود اتفاقا این رفیق ما رو اونجا هم میشناختن) مجلس ختم که نه ولی بزرگداشت یکی از بزرگان این مرز و بوم بود. تماشاگر ها به قدری زیاد بودند که مجبور شدند روی زمین بنشینند. حتی بعضی ها هم با تمام مشکلاتشان بچه به بغل اومده بودند ؛ این سینمای اسلامی حسینیه ارشاد بود . حسینه ای که تیپ آدم هایی که به اون مجلس اومده بودند و یا محل قرار گرفتن قرآن هاش باعث شده بود که به همه جا شبیه باشه جز حسینیه ….البته باید بگم که الآن معنای حسینیه عوض شده و گرنه اصلش (زمان شاه خدابیامرز!!) همین بوده...! یادم رفت بگم اون عکس اولیه ، محض اطلاع بود تا بدونین برای ایشون توی این جلسه چقدر ارزش قائل شده بودند. اونجا مجلس بزرگداشت معلم شهید دکتر علی شریعتی بود . تاریخچه این سینما یا همان حسینیه هم توی لابی فروخته می شد؛که قشر جوان هم خیلی استقبال کرده بودند. ولی بعدا فهمیدم قضیه چیز دیگه ای بوده . وقت نماز شده بود ولی نتنها در حسینیه خبری نشد بلکه از مسجد کناری هم که برای جبران این جور وقت ها ساخته شده هیچ صدایی بلند نشد البته باید منصف بود شایدم صرای اذان رو پخش کردند ولی من که کنار پنجره نشسته بودم نشنیدم! به هر حال منم مثل بقیه مردم که یکی یکی می رفتند خسته شده بودم ،با دوستم بلند شدیم که بریم بیرون دیدم یکی از سخنران ها داره به مردم امضا می ده ....! اگر تا الآن گزارش این جلسه رو ندیدید،می تونید خبرهاش رو از خبرگزاری ها یا روزنامه ها بخونین... بقیه عکس ها رو هم توی ادامه مطالب ببینید... |
||
|
لینک
|
|
||